جمهوري اسلامي ايران از جمله كشورهايي است كه از يك جهت قرباني تروريسم در اشكال مختلف بوده و از سوي ديگر بواسطه اينكه نتوانسته است صداي مظلوميت خود را به افكار عمومي جهاني برساند در مظان اتهام تروريست بودن قرار گرفته است.
شهروندان ايراني از ساليان دور با معضل ترور مواجه بودند اما اين روند پس از پيروزي انقلاب اسلامي شدت غيرقابل باور يافت. آمارها نشان ميدهد پس از پيروزي انقلاب اسلامي بيش از 4500 شهروند ايراني در عمليات تروريستي جان خود را از دست دادهاند . توزيع استاني اين تعداد از جان باختگان حوادث تروريستي نيز نشانگر دامنه اين فجايع در كل كشور ميباشد به عبارت ديگر هيچ شهروند ايراني در هيچ استاني از كشور از گزند حملات تروريستي در امان نبودند.كشته شدن صنوف مختلف از جمله كودكان ، زنان ، كشاورزان ، معلمان و ساير مشاغل بخش خصوصي و دولتي و در صورت نظامي بودن در مناطق غير جنگي و بدون داشتن وسايل دفاعي در عملياتهاي غافلگيرانه و به طرز ناجوانمردانه در عملياتهاي مختلف تروريستي، نشان از كور بودن و شاخصي براي تروريستي بودن صرف اين عملياتها به شمار ميرود كه تروريستها فقط به خاطر ايجاد فضاي رعب و وحشت در جامعه دست به اين اقدامات غير انساني ميزدند.
تحليل تعداد شهداي ترور به تفكيك سال (جدول شماره 1)
اگر چه انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 به پيروزي رسيد ؛ اما جريان اصلي آن در سال 1342 آغاز شده است . در طول حدود 15 سال فعاليتهاي انقلابي كه در كشور انجام شد فراز و نشيبهايي در اين مدت وجود داشت و فرايند ترور افراد انقلابي و فعالان سياسي انقلاب نيز در همان زمان آغاز شده است . به گونه اي كه اولين ترور در سال 1352 انجام شد و اين اقدام تروريستي اولين شهيد ترور را براي نهضت انقلاب اسلامي در پي داشت . در اين قسمت بر تعداد شهداي ترور در بين سالهاي 1352 تا 1380 نظري خواهيم داشت تا بلكه گوشه اي از اين حقايق تلخ تاريخ ايران روشن شود . از فعاليتهاي انقلابي كه بين سالهاي 1342 تا 1352 انجام شده است گويي حكومت پهلوي احساس خطر نكرده و شايد آن را اقدامي كم اهميت و غير قابل توجه انگاشته است . اما در سالهاي 1352تا 1356 كه سه تن از فعالان سياسي انقلاب ترور شدند ؛ اين زنگ خطر برايشان جدي تلقي شد و سعي نمودند كه با ترور افرادي كه در اين فعاليتها شركت داشتند ، هشداري جدي به افراد انقلابي دهند . اما اين رقم كه حدودا 06/0 درصد از كل شهداي ترور را شامل مي شود از اين نكته حكايت دارد كه حكومت پهلوي درصدد انكار اهميت اين فعاليتها بوده است . اما در سال 1357 آمار شهداي ترور افزايش چشمگيري داشته و حدود 2/4 درصد از شهداي ترور مربوط به اين سال مي باشند . اين نكته نشان مي دهد كه مخالفان انقلاب اسلامي با پذيرفتن واقعيت انقلاب و اهميت آن اقدامات تروريستي را به عنوان ابزاري براي سركوب انقلاب اسلامي بكار برده اند . سير صعودي شهداي ترور تا سال 61-1360 كه به اوج اقدامات تروريستي مي رسد مويد اين فرضيه است كه مخالفان انقلاب حذف فيزيكي فعالان سياسي را در دستور كار خود قرار داده اند . به گونه اي كه در سال 58-9/5 درصد ، سال 59-2/7 درصد و سال 60-9/17 درصد سال 61- 3/11 درصد از شهداي ترور به شهادت رسيده اند . در واقع توزيع 5/46 درصد از شهداي ترور در مدت 5 سال اول انقلاب از اين نكته حكايت دارد كه مخالفان انقلاب اسلامي در تلاش بوده اند تا نهال انقلاب اسلامي را در همان ابتدا نابود كنند. بدون شك هر انقلاب سياسي ، تحولات اجتماعي و اقتصادي را به دنبال دارد و ايجاد ثبات و نظم بعد از انقلاب نياز به زمان دارد . دشمنان انقلاب نيز كه به اين مهم واقف بوده اند ، حدود نيمي از تلاشهاي تروريستي خود را در 5 سال اول انقلاب بكار گرفتند . ( البته اگر جنگ تحميلي عراق عليه ايران را در نظر نگيريم ) از سال 1360 به بعد شاهد سير نزولي اقدامات تروريستي علي ايرانيان هستيم . البته سير نزولي به معناي نبودن اين اقدامات نيست . گويي كه مخالفان انقلاب در پي تدارك راهكارهاي جديد براي مقابله برآمده اند . حدود 9/5 درصد از شهداي ترور در سال 1362 به شهادت رسيده آند . كاهش اين رقم نسبت به سال 1361 فرضيه اي فوق را تاييد مي كند اما اين روند تا سال 1367 همچنان ادامه دارد به گونه اي كه سهم اقدامات تروريستي انجام شده تا سال 1367 -7/85 درصد بوده است .
يعني حداكثر اقدامات تروريستي در فاصله 10 سال اول انجام شده است . با نگاهي به اوضاع حساس دهه اول انقلاب اسلامي مي توان فهميد كه چرا تمركز اقدامهاي تروريستي در اين دهه بوده است زيرا از يك سو جنگ تحميلي عراق عليه ايران و از سوي ديگر سازماندهي شرايط داخلي كشور را داشته ايم . بنابراين دشمنان انقلاب حداكثر تلا ش و توان خود را در دهه اول انقلاب با سياست هاي تروريستي و حذف فيزيكي انجام دادند . كاهش ناگهاني اقدامهاي تروريستي از سال 1368 به بعد نشان مي دهد كه آنان به صورت جدي به اين نتيجه رسيده آند كه حذف فيزيكي و ترور را نمي توان به عنوان ابزار اصلي براي مقابل با انقلاب بكار برند . بنابراين اقدامهاي تروريستي را به عنوان ابزار جانبي مدنظر قرار دادند . اما نكته جالب اين است كه از آن دست نكشيده اند ؛ با نگاهي به دهه دوم انقلاب اسلامي تغيير رويه دشمنان انقلاب از جنگ نظامي به جنگ سرد قابل مشاهده است بايد به اين نكته اشاره كرد كه رفتارهاي مردم مسلمان ايران مهمترين عامل اين تغيير رويه بوده است . زماني كه فردي ترور مي شد و به شهادت مي رسيد نه تنها مردم وحشت زده نمي شدند بلكه معتقد بودند خون آن شهيد نهال انقلاب را آبياري مي كند و افزايش تعداد شهدا موجب تنومند شدن اين نهال مي شود . درك اين عقيده براي حكومتهاي سكولاريزم كمي دشوار است. اگر چه دشمنان ما افراد باهوش و آگاهي هستند اما به دليل تفاوت در ايدئولوژي ها و جهان بينيهايي كه با مسلمانان دارند رفتار آنها غير هوشمندانه به نظر مي رسد و عليرغم اينكه از اقدامهاي تروريستي به اهداف خود نمي رسيدند ولي با شدت تمام 10 سال آن را انجام دادند . البته از سال 1368 تا 1380 نيز اين اقدامها ادامه يافته است و تنها از شدت آن كاسته شده است . در بين اين سالها حدود 8/22 درصد اقدامهاي تروريستي قرار مي گيرد و اگر چه درصد آن كاهش يافته است اما همچنان ادامه دارد .
شهداي ترور به تفكيك استان (جدول شماره 2)
وقتي كه اهداف اقدامهاي تروريستي را ملاحظه مي كنيم ، بدون شك گستردگي دامنه جغرافيايي آن را نيز بايد مدنظر قرار دهيم . وقتي يكي از اهداف اقدامهاي تروريستي دشمن را ايجاد رعب و وحشت و ناامني در جامعه بدانيم بدون شك با نگاهي به توزيع جغرافيايي شهداي ترور اين فرضيه تاييد مي شود . وقتي به 28 استان كشور نگاه كنيم در مي يابيم كه شهداي ترور در تمامي استانها وجود دارند و تنها تفاوت آنها در درصدهاي اختصاص يافته به هر استان است نكته جالب تر اين است كه درصدهاي شهداي ترور بر اساس اهميت سياسي اجتماعي هر استان است . بطور مثال استان هاي تهران ، آذربايجان غربي ، كردستان ، اصفهان و فارس، بيشترين شهداي ترور را داشته اند به گونه اي كه 9/62 درصد از شهداي ترور مربوط به اين 6استان هستند . از سوي ديگراستانهايي كه موقعيت سياسي كم اهميت تري را دارند ، درصد كمتري از شهداي ترور را در خود دارند، به عبارت ديگر توزيع جغرافيايي ترور نشان دهنده اين است كه اقدامهاي تروريستي به گونه اي برنامه ريزي شده اند ، كه علاوه بر حذف فعالان سياسي ،رعب و وحشت را در سراسر ايران اسلامي نيز ايجاد نمايند .
جدول شماره 1
|
سال |
تعداد |
درصد |
|
52 |
1 |
0.00021004 |
|
56 |
2 |
0.00042008 |
|
57 |
202 |
0.042428061 |
|
58 |
279 |
0.058601134 |
|
59 |
344 |
0.072253728 |
|
60 |
852 |
0.178954001 |
|
61 |
540 |
0.11342155 |
|
62 |
281 |
0.059021214 |
|
63 |
269 |
0.056500735 |
|
64 |
219 |
0.04599874 |
|
65 |
163 |
0.034236505 |
|
66 |
414 |
0.086956522 |
|
67 |
352 |
0.073934047 |
|
68 |
72 |
0.015122873 |
|
69 |
77 |
0.016173073 |
|
70 |
73 |
0.015332913 |
|
71 |
71 |
0.014912833 |
|
72 |
110 |
0.02310439 |
|
73 |
86 |
0.018063432 |
|
74 |
41 |
0.008611636 |
|
75 |
30 |
0.006301197 |
|
76 |
30 |
0.006301197 |
|
77 |
27 |
0.005671078 |
|
78 |
41 |
0.008611636 |
|
79 |
18 |
0.003780718 |
|
80 |
4 |
0.00084016 |
جدول شماره 2
|
استان |
تعداد |
درصد |
رتبه |
|
تهران |
875 |
19.03% |
1 |
|
آذربايجان غربي |
698 |
15.18% |
2 |
|
كردستان |
557 |
12.11% |
3 |
|
خراسان |
284 |
6.18% |
4 |
|
اصفهان |
249 |
5.42% |
5 |
|
فارس |
228 |
4.96% |
6 |
|
سيستان و بلوچستان |
204 |
4.44% |
7 |
|
كرمانشاه |
199 |
4.33% |
8 |
|
خوزستان |
183 |
3.98% |
9 |
|
كرمان |
159 |
3.46% |
10 |
|
گيلان |
155 |
3.37% |
11 |
|
هرمزگان |
135 |
2.94% |
12 |
|
آذربايجان شرقي |
115 |
2.50% |
13 |
|
مازندران |
113 |
2.46% |
14 |
|
قم |
69 |
1.50% |
15 |
|
گلستان |
64 |
1.39% |
16 |
|
همدان |
55 |
1.20% |
17 |
|
يزد |
47 |
1.02% |
18 |
|
لرستان |
41 |
0.89% |
19 |
|
قزوين |
34 |
0.74% |
20 |
|
مركزي |
25 |
0.54% |
21 |
|
چهارمحال و بختياري |
23 |
0.50% |
22 |
|
زنجان |
23 |
0.50% |
22 |
|
سمنان |
19 |
0.41% |
23 |
|
بوشهر |
17 |
0.37% |
24 |
|
ايلام |
16 |
0.35% |
25 |
|
اردبيل |
9 |
0.20% |
26 |
|
كهگيلويه و بويراحمد |
2 |
0.04% |
27 |