این پست ثابت می باشد

راهیان نور حرکتی برای شناخت ارزش ها
با سلام خدمت شما دوستان بازدید کننده
متاسفانه چند مدتی است به علت تغییر سرویس آپلود عکس
کلیه تصاویر پاک شده است .

ان شا الله این وبلاگ قرار است به ۴سایت در زمینه های مختلف دفاع مقدس وشهدا تبدیل شود .چیزی حدود ۶ ماه برای جمع آوری اطلاعات تلاش شده است.یک سایت هم مخصوص استان لرستان است با تصاویر منتشر نشد قبل از انقلاب پیروزی انقلابجنگ کردستان جنگ تحمیلی راه اندازی خواهد شد .

شهید غلامحسین افشردی روز سوم شعبان برابر با 25 اسفند 1334 در تهران به دنیا آمد.
ایشان بعد از پایان دوران مدرسه سال 1354 در رشته دامپروری دانشگاه ارومیه پذیرفته می شود که البته به دلیل مخالفت با رژیم طاغوت از دانشگاه اخراج میشود.
غلامحسین خرداد ماه 1358 دیپلم ادبی می گیرد و در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول می شود. در این میان خبرنگاری در روزنامه جمهوری اسلامی از او یک انسان ریز بین می سازد. افشردی اوایل سال 1359 به عضویت سپاه در می آید و در واحد اطلاعات مشغول خدمت می شود. در این واحد بود که نام مستعار «حسن باقری» برایش انتخاب می شود.
حسن باقری اول مهر ماه 1359، همراه تعدادی از پاسداران راهی جبهه های جنوب می شود. از اقدام های مفید شهید باقری، تشکیل بایگانی اسناد جنگ، ترجمه اسناد و شنود بی سیم دشمن است.
وی در دی ماه 1359 به عنوان یکی از معاونان ستاد عملیات جنوب انتخاب می شود و در شکست محاصره سوسنگرد، فرماندهی عملیات امام مهدی (عج) را می پذیرد.
شهید حسن باقری بعد از قبول مسئولیت های خطیری در جنگ سرانجام در حالی که سمت قائممقامی فرماندهٔ نیروی زمینی سپاه را عهده دار بود در تاریخ 9 بهمن 1364 مزد زحماتش را از معبود خویش گرفت و به شهادت رسید.
آنچه خواهید خواند بخش دوم از گفتگویی است با مادر شهید حسن باقری.
* بهانهشان برای اخراج شهید باقری از دانشگاه، درگیری با اساتید بود؟
*جواب: نخیر! در نمراتش دستکاری کردند و به اسم اینکه مشروط شده عذرش را خواستند. بعدها آن رشته را رها کرد و در رشته قضایی دانشگاه تهران قبول شد، یک ترم هم درس خواند...
* که انقلاب فرهنگی شد.
*جواب: و بعد هم جنگ، الان یک چیزی یادم آمد، بگویم؛ ایشان همیشه پایهای تحقیق میکرد. منبع تحقیقاتش هم علمای بزرگ بودند. کتابهای معتبر بودند. سر همین برخلاف خیلی از خانوادهها که مثلا امام را والدین به جوانان شناساندند، در خانواده ما این شهید باقری بود که امام را به ما شناساند. او بود که ما را با زیر و بم انقلاب آشنا کرد. او بود که از مملکت برای ما میگفت. او مرجع بود. اول بار که امام را دید، گفت: «مادر! من وقتی چشمم به امام افتاد، از خود بیخود شدم.» این قدر مجذوب شده بود.
بله! مقلد و مرجع خوبی بود، مقلد امام، مرجع ما، مرجع خیلی از جوانان. چنان به امام عشق میورزید که وقتی ایشان دستور دادند، حصر آبادان باید شکسته شود یک بار آمد خانه و با شور خاصی گفت: هرجور شده فرمان امام را اجرا میکنیم. همیشه همینطور بود. اگر یک عملیات به نتیجه نمیرسید، میگفت: من بروم الان به امام چه بگویم؟ نمیرفت خدمت امام، مگر اینکه حرفی برای گفتن داشته باشد. مگر اینکه دستشان پر باشد. یاران امام، سربازان ولی فقیه، فرقی نمیکند؛ الان هم باید همچین باشند. ولی فقیه، سرباز بیسواد نمیخواهد. ایشان کنکور اولی که میدهد با اینکه زیاد نخوانده بود اما هشت تا دانشگاه معتبر قبول میشود. از میان آن همه دانشگاه، ولی ارومیه را انتخاب میکند. برای چه؟ برای اینکه از تهران دور باشد، بیزار بود از مظاهر زننده تهران و خیلی از شهرهای بزرگ. حتی آن رشته هم مورد علاقهاش نبود، ولی سالم ماندن خودش برایش بیشتر اهمیت داشت تا اینکه در چه رشتهای درس بخواند.
*چه رشتهای بود؟
*جواب: کشاورزی. مقصود اینکه به تربیت بیشتر از تعلیم اهمیت میداد؛ اول تهذیب، بعد تحصیل. سر همین با اینکه میتوانست مثل خیلیها بماند و به درسش ادامه بدهد، رفت جبهه. از همان روز اول جنگ هم رفت جبهه. یعنی قبل از اینکه سپاه تاسیس بشود، سپاهی بود. قبل از اینک بسیج تشکیل بشود، بسیجی بود. این را هم بگویم که در تمام مدت جنگ، فقط پنج روز برای مراسم عروسیاش به مرخصی آمد؛ همین.
* میشود گفت: باقری، جنگ را زندگی میکرد.
*جواب: همینطور بود. بعد از جنگ بیگانگان به ایران، ایشان بیش از زندگی، جنگ میکرد؛ یا به قول زیبای شما، جنگ را زندگی میکرد.
* روابط عاطفی شما با فرزندتان در مدت جنگ، هیچ سدی پیش پای ایشان درست نمیکرد؟
*جواب: بارها میشد، ماهها او را نمیدیدم. سخت هم بود. ولی نه از ایشان، نه از هیچ کدامشان ممانعت نمیکردم. در عملیات فتحالمبین، همه مردان خانواده ما رفته بودند؛ حاج آقا، دامادمان و سه تا از پسرهایم.
* پسر کوچکتان که آن موقع نباید سنی میداشت.
*جواب: چهارده سالش بود ولی رفته بود. جنگ که سن و سال نمیشناسد. بخواهی، میتوانی بروی. مهم این است که بخواهی. جایی هم که اینها بودند، خیلی محتمل بود هیچکدامشان برنگردند. البته همه اینها هم برنمیگشتند. باز میارزید، اصلا ما مال خودمان نیستیم که. ما مال خداییم. خدا هرچه صلاح بداند آن پیش میآید. ما که نباید علاقه فرزند را فدای خواست خدا بکنیم؛ شهید ما به خدا نزدیکتر بود یا ما؟ خدا بیشتر از او حق داشت یا ما؟ اینها هم که میگویم شعار نیست. آرمانگرایی نیست. من کنج دنجی که نشستهام؛ با همه این سختیها خو کرده ام. با ذره ذره این دردها انس گرفتهام. اما همه اینها میارزد. ناقابل است اما میارزد. ما نه تنها ممانعت از جبهه رفتن ایشان نمیکردیم، بلکه فضای خانه را برای بهتر جنگیدن، و راحتتر جنگیدنشان هم فراهم میکردیم. مثلا برای اینکه یک وقت نگران زن و بچهشان نباشند خودم مرتب پیششان میرفتم و سر میزدم یا آنها میآمدند اینجا. به هر حال جنگ بود دیگر، جنگ بود و هزار جور قصه قشنگ. جنگ بود و غصههای رنگارنگ.
* شهید باقری، پله پله در سپاه بالا آمد و اصلا بنیانگذار اطلاعات سپاه بود. بفرمائید ایا با این ترفیع درجات، در رفتار و سکنات ایشان تغییری به وجود میآمد؟
*جواب: تغییر به این معنی که تواضعشان را از دست بدهند، خیر. به این معنی که جدیتشان بیشتر بشود، بله، خیلی هم ما نمیدیدیم دیگر. مگر چند بار بعد از جنگ ایشان را دیدیم؟ هر وقت هم که میآمد، برای کار بود. یعنی برای ماموریت اداری برمیگشت تهران. مرخصی، همان پنج روزی بود که خدمتتان گفتم.
* میشود ۲۹ ماه جنگ، ۵ روز مرخصی؟
*جواب: بله! در کدام مکتب چنین انسانهایی یافت میشود؛ جز در مکتب اسلام؟ جز در مکتب امامت؟ به تهران که میآمد اول میرفت پیش امام؛ البته اگر خبر خوش برای ایشان داشت. آخر شب ساعت دوازده - یک خانه پیدایش میشد. اغلب هم همراهش فرماندهان و بسیجیان بودند. خیلی مهماندوست بود. خیلی معاشرتی بود؛ قلب، یکی بود، ما آن قدری او را نمیدیدیم که ده دقیقه اگر با هم بودیم، یا علی بود. یک طوری هم رفتار میکرد که کسی نمیدانست در سپاه چه پست و مقامی دارد. ما خودمان هم نمیدانستیم. از بس تودار بود. از بس متواضع بود. البته یک چیزهایی به هر حال لو میرفت. مثلا یک بار که مجروح شده بود، ظاهرا پشت رل بود از فرط خستگی خوابش میبرد و به شدت تصادف میکند. منظور اینکه خودش رانندگی میکرد. راننده قبول نمیکرد. در این قید و بندها نبود. بعد از مجروحیت، او را میبرند اصفهان و دوستانش زنگ میزنند، پدرش میرود اصفهان با هواپیما برمیگردند تهران و در بیمارستان شریعتی بستریاش میکنند. بعد هم که آمد منزل آن قدر این و آن رفتند، آمدند که بو بردیم یک پست و مقامی گرفته. بعد از مجروحیت هم، هنوز خوب نشده بود دوباره برگشت. به ایشان گفتم؛ مادر! با این وضع که آخر ناجور است. شما از سردرد نمیتوانی سرپا بایستی، چه جوری میخواهی در برابر دشمن بایستی؟ جواب داد: مادر! دوست داری که من اینجا کنار شما استراحت بکنم، و در همان حال رزمندههای ما شهید بشوند؟ من دیگر هیچی نگفتم. خدا روحش را شاد بکند؛ یک جوان بسیجیای بود که بعدها شهید شد. ایشان از مقام شهید ما باخبر بود. بعدها مشخص شد ایشان هر شب دو سه نفر را بسیج میکرد که تا صبح در محل گشت بزنند تا مبادا به ایشان گزندی برسد. یک بار هم اتفاقی افتاد که مرا به شک انداخت. در خانه میدان خراسان بنایی داشتیم، بخشی از در خانه، شیشه مشجر به کار رفته بود. ایشان به من گفت: حتما باید در سرتاسر آهنی بشود. آنجا هم من یک خورده شصتم خبر داد که ایشان باید مقامی داشته باشد. یادش به خیر! هر وقت به ایشان میگفتیم؛ «آخرش هم نگفتی در سپاه چه کاره هستی»، میگفت: هیچی، میپلکیم!
* از آخرین دیدارتان با شهید باقری بگوئید؛ احساس میکردید دیدار آخرتان باشد؟
*جواب: یک بیست روزی ماموریت پیدا کرده بود که بیاید تهران. هنوز این مدت تمام نشده، دوباره خواستندش که برگردد منطقه. وقتی داشت میرفت دم در، من از پشت، همینطور بیهوا قد و بالای ایشان را نگاه کردم. بلاتشبیه، بلاتشبیه، بلاتشبیه، میگویند؛ وقتی حضرت علیاکبر میخواست به میدان برود، امام حسین(ع)، به شکل عاشقانهای ایشان را نگاه میکردند. انگار همچین حالی داشتم. البته ما کجا و آنها کجا، که خاک زیر پایشان هم اگر بشویم افتخار میکنیم، ولی خب، من با یک حسرتی از پشت سر، ایشان را برانداز میکردم؛ اصلا هر موقع میرفت، اجازه نمیداد ببوسمش، آخرین بار، گفتم؛ چرا ممانعت میکنی، یعنی من این قدر حق ندارم که صورت شما را ببوسم؟...[بغض میکند]... اجازه داد صورتش را ببوسم...
شنیده بودم بچهها پشت سرش نماز میخوانند. یک بار به او گفتم؛ اجازه بده من هم پشت سر شما نماز بخوانم. همچین انگار دوست نداشت. کراهت داشت... یک بار اجازه داد؛ همان اواخر. خلاصه، آخرین دیدار همان بود و بعد هم، بعد از ۲۰ روز خبر شهادتش را آوردند.
*چگونه؟
*جواب: طبق فرموده قرآن، گاهی اوقات یک چیزهایی به مادر وحی میشود. در آن ۲۰ روز، خانواده ایشان منزل ما بودند. یک روز که بچهاش را داشتم بازی میدادم، توی بغلم بود. خیلی هم بچه شیرینی بود. الان هم جوان خوبی است. خیلی خوب. واقعا هم خدا یک جوان را از ما گرفت. یکی مثل خودش را به جایش برای ما گذاشت... من این را همینطوری که توی بغلم داشتم بازی میدادم، یک لحظه، به چهرهاش که خیره شدم، احساس کردم تمام وجودم بهم ریخت. تعجب کردم که چرا اینطوری شدم. طولی نکشید که ایشان شهید شد. خبر شهادتش هم حدوداً شب، ساعت ۵/۱۱ بود؛ ما رفته بودیم بالا بخوابیم. من دیدم تلفن زنگ زد. همینطور سراسیمه تلفن را برداشت، دیدم محمد آقاست. [برادر شهید]. پرسیدم؛ چی شده؟ گفت: برادرم یک خورده مصدوم شده، باید بیاوریمش تهران. حالا نگو از ساعت ۶ عصر به این طرف بچه بسیجیهای محل همه میدانند! محمد آقا گفت: ایشان مصدوم شده، ولی برایم مسجل شده بود که قضیه، چیز دیگری است... ولی خب، پروردگار عالمیان صبری به ما داد که ما واقعیتش نه از عهده شکر شهادت ایشان برآمدیم، نه از عهده شکر صبر خودمان. اصلا فکر نمیکردم که بعد از ایشان لحظهای بتوانم تاب بیاورم. گفتم؛ عصای دستم بود!... فقط من همیشه میگویم؛ خداوندا! یک توفیقی بده شهدایی که با دستمان دادیم، با پا خونشان را پایمال نکنیم؛ پیرو راهشان باشیم. حالا من نمیدانم پروردگار عالمیان چقدر دعایمان را مستجاب کند.
گفتگو از: علی اکبر بهشتی

سردار فتحالله جعفری مدیر مؤسسه شهید حسن باقری در آیین رونمایی از 5 جلد اول کتاب گزارشهای روزانه جنگ «شهید حسن باقری» که امروز در تالار ایوان شمس برگزار شد، اظهار داشت: 40 هزار سند مربوط به شهید باقری جمعآوری شده که در این اسناد نقش مؤثر مردم، سپاه، ارتش، نیروی هوایی، هوانیروز و استانداری خوزستان نیز بیان شده است.
وی ادامه داد: شهید باقری در اسناد به هیچکس توهینی نکرده است و اگر بخواهیم عراق را بشناسیم باید به این اسناد مراجعه کنیم. در این بین یکی از اسناد، دفتر 200 برگ مشکی و تقویم سال 59 شهید است که به دستمان نرسیده است.
سردار جعفری خاطرنشان کرد: شهید باقری ادبیات خاصی را به کار برده است و این است که هدف اسارت دشمن است نه انهدام دشمن؛ وی مرتب سفارش میکند عراقیها کشته نشوند و آنها را به اسارت دربیاورید؛ یعنی اینکه وی بعد انسانی جنگ را همیشه درنظر گرفته است.
وی تصریح کرد: نقش مؤثر فرماندهان رحیم صفوی، غلامعلی رشید، محسن رضایی و همچنین هوانیروز در اسناد شهید باقری میدرخشد و مهمترین مسئله و شاخصه این شهید قدرت ایمان او بود.
وی در خاتمه افزود: مجموعه 5 جلدی گزارشهای روزانه جنگ از سال 81 تا سال 89 تهیه شده است و در آینده نیز مجموعه 15 شهید اطلاعات گردآوری میشود.
* ایجاد مجموعه خانه شهید در سطح شهر
در ادامه مراسم سیدمحمدهادی ایازی معاون فرهنگی اجتماعی شهردار تهران در سخنانی افزود: یکی از کارهای خوبی که در مجموعه شهرداری انجام میشود ثبت وقایع در همین حوزه است و ما در جلسهای که در شهرداری داشتیم تصمیم گرفتهایم اِلمانهایی از شهدای عزیزمان در شهر ایجاد کنیم.
وی ادامه داد: 212 مراسم گرامیداشت مقام شهدا در سطح محلات شهر در ماه محرم و صفر برگزار شده است.
معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران، بیان داشت: مجموعه خانه شهید را در سطح شهر ایجاد خواهیم کرد تا خانوادههای شهدا آثار و یادگارهای فرزندان خود را در آنجا به نمایش عموم بگذارند.
وی در خاتمه خاطرنشان کرد: مستند شهید حسن باقری با همکاری شبکه یک سیما، شهرداری، مؤسسه شهید آوینی و مؤسسه راویان فتح در دست تهیه است تا از سیمای جمهوری اسلامی پخش شود.

خانواده مرحوم احمد سیافزاده در واکنش به برخی سوءاستفادهها از فوت این یادگار دفاع مقدس اطلاعیهای صادر کردند.
در ابتدای این اطلاعیه با تشکر از حضور امت حزبالله و شهیدپرور در مراسم تشییع پیکر این بزرگوار تأکید شده است که خون این عزیزان چراغی دیگر در روشنتر شدن مسیر راه نظام در سایه ولایت است.
این اطلاعیه میافزاید: رسانههای بیگانه و معاندین داخلی و خارجی بدانند با جوّسازیها نمیتوانند خون این یادگار دفاع مقدس را در راستای اهداف شوم خود بکار گیرند.
خانواده این رزمنده ۸ سال دفاع مقدس در ادامه این اطلاعیه تصریح کرد: افتخار سیافزاده و خانوادهاش پیروی از امام خمینی(ره)بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری حضرت امام خامنهای از ابتدای انقلاب تا به امروز بوده است.
در این اطلاعیه همچنین با تاکید بر این نکته که خون ایثارگران انقلاب اسلامی مردم را به نظام و انقلاب علاقمندتر میکند، تصریح شده است: خون این یادگاران انقلاب مسیر راه حق را به مردم نشان میدهد.
در پایان این اطلاعیه خطاب به معاندان داخلی و خارجی تاکید شده است که ضد انقلاب هیچگاه نمیتواند از خون یادگاران انقلاب و ۸ سال دفاع مقدس که همواره ولایی بوده و برای ولایت از جان خویش گذشتند به نفع اهداف شوم خودبهره ببرد.

سردار سرلشکر محمد باقری معاون اطلاعات و عملیات ستادکل نیروهای مسلح در آیین رونمایی مجموعه 5 جلدی «گزارش روزانه جنگ» شهید حسن باقری که امروز در تالار ایوان شمس برگزار شد، اظهار داشت: در حوزه دفاع مقدس تلاش کمی برای زدودن غبارها از بر این گوهرها صورت گرفته است اما کاری که سردار فتحالله جعفری برعهده گرفته، بسیار گرانقدر است و سال به سال اثر خود را بهتر نشان میدهد؛ درواقع این کار واقعیات دفاع مقدس و تلاشهای 27 ماهه شهید حسن باقری را به قلم کشیده است تا به نسل آتی نشان دهد.

وی ضمن قدردانی از کارهای سپاه پاسداران، شهرداری و مؤسسه شهید باقری، ادامه داد: در 27 ماه از فعالیت شهید باقری اتفاقات زیادی افتاد که در روند جنگ تأثیر داشت؛ یکی از نکات حساس این بود که ما در غافلگیری کامل قرار داشتیم و با توجه به انجام عملیاتهای گوناگون معمولی و کلاسیک به این نتیجه رسیدیم که ادامه جنگ امکانپذیر نیست؛ روحیهای در زمستان 59 در جبههها حاکم بود که لشکرهای مکانیزهمان کاری را از پیش نمیبردند اما از دل این یأس و ناامیدی عملیات امام مهدی(عج) در اسفند 59 شروع شد و 25 عملیات کوچک از بهار تا شهریور سال 60 انجام گرفت و یک دفعه دچار تغییر و تحول شدیم.
معاون اطلاعات و عملیات ستادکل نیروهای مسلح بیان داشت: 31 اردیبهشت 60 شهید حسن باقری میگوید «باید استراتژی جدیدی ایجاد کنیم» یکی از نکات بارز شهید باقری ابعاد روحی گوناگون وی بود در عین حالی که حداکثر فشار را بر نیروها وارد میکرد در همان شرایط حالت روحی لطیف وی را نیز شاهد بودیم.
وی به بیان خاطرهای از برادر شهیدش پرداخت و افزود: در عملیات بیتالمقدس مرحله سوم که لشکر حضرت رسول (ص) به محاصره افتاده بود، فرمانده گردان خطاب به محسن رضایی نوشته بودند من شهید باقری را به خاطر فشارهایی را که بر ما وارد میکند، قبول ندارم و محسن رضایی یادداشت را به شهید باقری میدهد و وی نیز صراحتاً مینویسد بردار رضایی من استحقاق فرماندهی را ندارم و این برادر را فرمانده قرارگاه کنید.
سردار سرلشکر باقری با بیان اینکه عقلانیترین دوران ما، دوران دفاع مقدس است، خاطرنشان کرد: شهیدان ما نیاز به اغراقگویی ندارند و باید همان چیزی که واقعیت دارد، گفته شود. این مجموعه از جهت نوع ارجاعها، نقشهها و نوع نگارش در حوزه دفاع مقدس بینظیر و استثنایی است.






![]()
انا لله و انا الیه راجعون
در سالروز رحلت پیام عظیمالشأن (ص) و شهادت سبط اکبرش، امام مجتبی (ع)، سردار پر افتخار دفاع مقدس، احمد سیافزاده، پس از عمری مجاهدت در راه خدا، به جمع یاران شهید خود پیوست و به زیارت حق بار یافت.
فثدان جانگداز این پاسدار والامقام، غمی جانکاه بر روح و روان دوستان و همرزمان اوست. مطئمنا چهره خدوم، صبور، شجاع، دشمن ستیز، خستگیناپذیر و صمیمی او و نیز خاطرات خدمات ارزشمندش به ویژه در دوران دفاع هشت ساله در خاطره پیشکسوتان دفاع مقدس ماندگار خواهد بود.
از درگاه خداوند حق برای این عزیز سفر کرده، همنشینی با صالحان و شهیدان و برای عموم بازماندگان، به ویژه خانواده داغدارش، صبر و اجر و دوام توفیق طلب میکنیم.
سرداریقوب سلیمانی اظهار داشت: اردوگاه هزار نفری شهیده «مریم فرهانیان» در آبادان ویژه خواهران در حال احداث است.
وی ادامه داد: در ورودی شهر آبادان نیز اردوگاه «امام رضا(ع)» با ظرفیت 650 نفر مورد بهرهبرداری قرار گرفته است و اردوگاهی نیز به نام حضرت زهرا (س) در شرق کارون با ظرفیت پذیرش یک هزار و 500 زائر از دیگر مراکز اقامتی ما در جنوب است که مورد استفاده قرار میگیرد.
سردار سلیمانی تصریح کرد: یکی از مشکلات موجود در بحث راهیان نور در مناطق جنوب، اسکان زائرین است به طوری که در ایام نوروز بیش از 30 هزار نفر را در مدارس، مساجد و ورزشگاهها اسکان میدهیم که این همواره مورد انتقاد مردم قرار گرفته است.
وی در خاتمه خاطرنشان کرد: اردوگاه شهید باکری در ورودی شهر خرمشهر برای 26 هزار نفر طراحی شده است که در کل 12 سپاه استان هر یک چند هکتار از آن را برای آمادهسازی در اختیار گرفتند که در سال گذشته سه هزار و 200 نفر اسکان داده شد و امسال نیز ظرفیت آن را به 8 هزار و 200 نفر خواهیم رساند.
حمید اعتماد مسئول اداره پیامآوران ایثار عنوان کرد: صبح امروز 550 دانشآموز دختر دبیرستانی منطقه یک تهران در قالب کاروان راهیان نور عازم مناطق جنگی شدند که هفت راوی دفاع مقدس در راستای بازگویی خاطرات و حوادث جنگ، این کاروان را همراهی میکنند.
اعتماد افزود: این راویان که از طلاب جانباز قم هستند، با شرکت در دورههای آموزشی فنون سخنوری با گرایش روایتگری دفاع مقدس، تخصص و مهارت لازم را برای انتقال خاطرات و روایات دفاع مقدس دریافت کردند که هم اکنون در این زمینه به فعالیت مشغول هستند.
وی گفت: اداره پیام آوران ایثار وابسته به معاونت پژوهش بنیاد شهید و امور ایثارگران مدتی است به تربیت نیروهای سخنور از خانوادههای جانبازان، آزادگان و ایثارگران در زمینه روایتگری هشت سال دفاع مقدس در سطح استانهای سراسر کشور پرداخته که این افراد پس از کسب صلاحیت لازم در مدارس، دانشگاهها، مراکز آموزشی و اردوهای مرتبط با این حوزه، به بیان روایت جنگ میپردازند.
کمیته تخصصی «زائران و کاروانها»ی راهیان نور با ریاست سردار یعقوب سلیمانی و دبیری مجتبی پرمایه و با حضور کیانوش بستاک مسئول اعزام دانشجویی به راهیان نور، سرهنگ کرامت یکی از نمایندگان نیروی انتظامی، رضا رحیمی نماینده قرارگاه ارتش جمهوری اسلامی، حسینی نماینده وزارت ورزش و جوانان، علمدار نماینده وزارت بازرگانی، سلامت نماینده اداره کل جمعیت هلال احمر استان خوزستان و سرهنگ بروجردی مسئول اردویی سپاه ولیعصر (عج) در راهیان نور به منظور بررسی مسئله اعزام، اسکان، تغذیه، حمل و نقل و خدمات عمومی، رفاهی و پشتیبانی زائران و کاروانهای راهیان نور برگزار شد.
* ارائه خدمات به زائران خارج از کاروانها
مجتبی پرمایه، کمبود اسکان زائران را یکی از مشکلات دانست و گفت: اعزام کاروانهای راهیان نور از اواسط دهه فجر تا 15 فروردین شروع میشود که بیشترین اعزام از 20 اسفند تا هفتم فروردین صورت میگیرد؛ در ایام اعزام 60هزار خودروی شخصی که به مناطق عملیاتی میآیند، هیچگونه هماهنگی با دستگاهها ندارند و کمپهایی برای این زائران پیش بینی نشده بود که این موضوع را در دستور کار قرار دادیم.
وی با اشاره به عملکرد سامانه «امداد یاور» در حوزههای اسکان اضطراری، درمانی، تغذیه، خدمات فنی، حمل و نقل ادامه داد: یکی از کارهایی که در سامانه «امداد یاور» صورت گرفته، اسکانهای اضطراری است. در ایام راهیان نور بیش از 20 هزار دستگاه اتوبوس و 60 هزار خودروی شخصی در منطقه حضور پیدا میکنند که سامانه امداد یاور آماده ارائه خدمات به این دسته از زائران است.
* آموزش تخصصی بیش از 2 هزار مدیر کاروان
سردار یعقوب سلیمانی در این جلسه بیان داشت: راهیان نور به عنوان حرکت عظیم فرهنگی مورد رضایت رهبر معظم انقلاب بوده است؛ اگر برنامهریزی مناسبی در بسترها و عرصههای مختلف صورت نگیرد، خروجی و تأثیرگذاری را نخواهیم داشت؛ بنابراین طرح جامعی از ثبتنام تا بازگشت و تداوم ارتباط با زائران در نظر گرفته شده است.
وی با بیان اینکه از 3 سال گذشته برای مدیران کاروانها کلاسهای آموزشی برگزار شده است، افزود: در این راستا نزدیک به 2 هزار مدیر کاروان آموزش دیده و آزمون حضوری و غیرحضوری دیدهاند.
* افزایش 3 برابری ظرفیت اسکان
رئیس کمیته تخصصی «زائران و کاروانها» یادآور شد: راهیان نور هر ساله از جهت کمی و کیفی سیر صعودی را طی میکند؛ در سال 1387، 28 هزار نفر ظرفیت اسکان قابل قبول داشتیم که از سال 88 ـ 90 این ظرفیت به 80 هزار نفر افزایش پیدا کرده است.
وی افزود: اگر طرح آمادگی دفاعی دانشآموزان با حضور در مناطق عملیاتی مصوب شود، حضور کاروانها هر ساله افزایش پیدا میکند؛ بنابراین ظرفیتهای خیلی خوبی در اختیار نظام و دستگاهها است اما باید برنامهریزی درستی صورت گیرد یعنی مثالاً دانشجویی که برای زیارت میآید نباید دغدغه اسکان داشته باشد.
سردار سلیمانی یکی از نکات مهم را در ارتقا سطح کیفی و کمی راهیان نور و مردمی کردن این کار فرهنگی دانست و گفت: یکی از مسائلی که از سال گذشته آن را تصویب کردیم، این بود که کاروانها از جنوب خوزستان خرید کنند چراکه مردم منتقد بودند که 35 تا 40 هزار نفر در مدارس و حسینیههای آبادان و خرمشهر مستقر میشوند که این استقرار چه سودی برای مردم دارد؟
* ساخت اردوگاه 26 هزار نفری شهید باکری
وی خاطرنشان کرد: ساخت و آمادهسازی اردوگاههای ویژه خواهران در 3 هکتار زمین با ظرفیت یک هزار نفر به همت سپاه ولیعصر(عج)، فاطمهالزهرا(س)، قدمگاه امام رضا(ع) و مهمتر از اینها ساخت اردوگاه 26 هزار نفری شهید باکری در ورودی خرمشهر یکی دیگر از کارهای مربوط به راهیان نور است که از این اردوگاه میتوان در ایام اعزام کاروانها به عتبات عالیات نیز استفاده کرد.
رئیس کمیته تخصصی «زائران و کاروانها» اضافه کرد: سیاستگذاری قوی با تعامل و همدلی بین دستگاهها، مهمترین بحث در راهیان نور است؛ الحمدلله بستر هم فراهم است و از بهمن ماه میتوانیم روزانه 1400 زائر را ترابری ریلی کنیم در حالی که سنوات گذشته بعد از 23 اسفند مشکل ترابری پیدا میکردیم.
* فرهنگ حاجی بخشی در ایستگاههای صلواتی راهیان نور احیا شود
ذباح مسئول دبیرخانه قرارگاه مرکزی راهیان نور سپاه و بسیج در ادامه این جلسه با بیان اینکه حاجی بخشی یک فرهنگ ارزشمند در دفاع مقدس بود، گفت: برای احیا کردن این فرهنگ لازم است ایستگاههای صلواتی با همان پاکی و صداقت حاجی بخشی برپا شود و نگذاریم این فرهنگ ناب به فراموشی سپرده شود.
وی ادامه داد: اردوی راهیان نور برای دانشآموزان و جوانان در 3 ـ 4 سال آینده تأثیر خود را نشان خواهد داد؛ بنابراین وزارت ورزش و جوانان میتواند نقش مؤثری در اوقات فراغت این اقشار با تدابیر فرهنگی راهیان نور و کار کارشناسی شده داشته باشد.
* معرفی شهدای ورزشکار به عنوان الگوهای درست
ذباح با اشاره به اینکه فضای فرهنگی باید هدفمند شود، گفت: معرفی شهدای ورزشکار که الگوهای درستی برای ورزشکاران هستند را باید در دستور کار قرار گیرد. یکی از مسائل آزاردهنده در مناطق عملیاتی، وجود بازارهای سازماندهی نشده است و این بازارها با شأن راهیان نور مغایرت دارد که باید از سوی مسئولان این معضل برطرف شود. حضور نیروهای امنیتی انتظامی در زیارتگاهها و متخصصان بهداشتی درمانی در یادمانها از دیگر مسائلی است که باید تقویت شود.
* جریان هدفمند کردن یارانهها یکی از معضلات راهیان نور است
بروجردی مسئول اردویی سپاه ولیعصر (عج) استان خوزستان بیان داشت: با توجه به اینکه استان خوزستان میزبان کاروانهای راهیان نور است، در 3 بخش اسکان، تغذیه و ترابری مشکلاتی داریم؛ سپاه ولیعصر(عج) در بحث اسکان از ظرفیتهایی از جمله پادگان شهید محلاتی، اردوگاه قدس، اردوگاه شهید فرجوانی استفاده میکند به طوری که سال گذشته نزدیک به 800 هزار نفر را اسکان دادیم و شبانه بین 70 ـ 80 هزار نفر نیز در مدارس و حسینیهها جا گرفتند.
وی ادامه داد: جریان هدفمند کردن یارانهها یکی از معضلات راهیان نور است؛ به طوری که هزینه آب و برق بالا رفته است و این امکان وجود دارد که مدارس یا حسینیهها همکاری لازم را با ما نداشته باشند.
مسئول اردویی سپاه ولیعصر(عج) استان خوزستان، افزود: متأسفانه با گذشت بیش از سالها از اعزام کاروانهای راهیان نور، زیرساخت کاملاً مناسبی برای اعزام گسترده کاروانها نداریم.
* اعزام 10 هزار نفری نیروی انتظامی به راهیان نور
سرهنگ کرامتی نماینده ناجا در ستاد مرکزی راهیان نور علاوه بر اشاره به برقراری امنیت در جادههای کشور برای اعزام کاروانهای راهیان نور، گفت: سال گذشته 4 هزار نفر از ناجا به مناطق عملیاتی جنوب کشور اعزام شدند؛ در سال جاری پیشبینی میشود 10 هزار نفر زائر به مناطق عملیاتی اعزام شوند.
* کارهای زیرساختی از سوی شهرداریهای بزرگ و کوچک صورت گیرد
علمدار نماینده وزارت بازرگانی در ستاد مرکزی راهیان نور یادآور شد: راهیان نور بدون مشارکت دستگاههای اجرایی به نتیجه نمیرسد؛ قبل از هدفمندی یارانهها مشکلات زیادی نداشتیم؛ با توجه به اینکه سیلوهای گندم به بخش خصوصی واگذار شده است، مشکلاتی خواهیم داشت اما قطعاً به این جریان فرهنگی کمک خواهیم کرد.
وی در ادامه پیشنهاد داد که پروسههای 5 ساله و کارهای زیرساختی از سوی شهرداریهای بزرگ و کوچک صورت گیرد.
* افزایش پایگاههای مواصلاتی امدادهای جادهای
سلامت، معاون امداد و نجات جمعیت هلال احمر استان خوزستان نیز در این جلسه، اظهار داشت: طبق روال هر ساله در یادمانهای مناطق عملیاتی مراکز درمانی راهاندازی میشود و پزشک و پرستار در آن نقاط مستقر میشوند و علاوه بر آن در محورهای پرتردد کاروان راهیان نور از جمله اهواز ـ خرمشهر، اهواز ـ دشت آزادگان و سایر پایگاههای مواصلاتی امدادهای جادهای داریم.
وی ادامه داد: این پایگاهها سال گذشته 35 پایگاه بود و امسال به 40 پایگاه افزایش پیدا میکند و آمبولانس و خودروها در آنجا مستقر میشوند؛ علاوه بر مراکز درمانی تا حدودی اسکان را نیز بر عهده داریم؛ لذا در دو محل این کار انجام میگیرد. سال گذشته در 3 اردوگاه نیروهای امدادی مستقر بودند.
* برپایی چادرهایی با حال و هوای دفاع مقدس
بروجردی مسئول اردویی سپاه ولیعصر(عج) استان خوزستان در ادامه بحث خاطرنشان کرد: چند سال پیش طرحی با عنوان «اسکان عملیاتی» را نوشتم در این طرح بیان شد که اسامی شهدا را روی چادرهای محل اسکان بنویسیم و عکس شهید را در چادر بزنیم؛ این کار حال و هوای دفاع مقدس را زنده میکند.
وی افزود: استقرار رزمندههای استانهای مختلف و برپایی چادرهای دفاع مقدس لشکرها برای بازدید و حضور زائران میتواند تداعی و تجدید میثاق با دفاع مقدس باشد.
* شرایط برای اعزام خودجوش مردمی فراهم شود
ذوالفقاری مشاور دبیر ستاد مرکزی راهیان نور یادآور شد: باید تدابیر و سیاستگذاری و زیرساختهایی داشته باشیم تا 5 سال آینده مردم خودشان مانند سفر به مشهد مقدس به مناطق عملیاتی اعزام شوند.
وی افزود: تبیین درست برخی مسائل مانند حضور در جایی شهدایمان حضور داشتند، نصب پوسترهای دفاع مقدس در فضای اسکان به جای نقاشی، توجه به تقدس پادگانهای دوران دفاع مقدس و در نظر گرفتن این نقاط برای اسکان میتواند جزئیاتی از کار تأثیرگذار فرهنگی باشد.
پایان بخش این نشست خاطره سردار سلیمانی از دوکوهه به عنوان «تله زینیه دفاع مقدس» بود.
![]()
قاسم صادقي، جانباز شيميايي اظهار داشت: جنگ كه شروع شد مصاحبه اي از امام در تلويزيون پخش شد كه مرا به فكر فرو برد. امام (ره) طي سخناني گفتند: «دزدي آمده و سنگي انداخته است.» با بچه هاي محل به يكي از مساجد شرق تهران رفتيم تا براي حضور در جبهه ثبت نام كنيم. گفتند رضايت كتبي پدر و امام جماعت مسجد محل به عنوان معتمد الزامي است. پدرم رضايت نمي داد بالاخره رضايت نامه را گرفتم و به رضايت نامه امام جماعت مسجد محل ضميمه اش كردم. دو هزار نفر نيرو بوديم كه رفتيم اهواز. تقريباً مردم شهر را خالي كرده بودند. به مساجد و حسينيه ها و ورزشگاه ها سر مي زديم. وضعيت ساماندهي نيروها اصلاً مناسب نبود. نه فرماندهي بود نه لشكري. چند روزي منتظر شديم. گفتيم اينطوري كه نمي شود بايد كاري انجام دهيم. هماهنگ كرديم يك راهپيمايي درست و حسابي راه انداختيم. شب كه شد بي بي سي اعلام كرد ايران دو هزار نيروي كماندو به اهواز وارد كرده است. عراقي ها از شنيدن اين خبر از حالت تهاجمي به حالت تدافعي، درآمدند.
وي ادامه داد: با هلي كوپتر از ماهشهر به آبادان رفتيم. هنوز خرمشهر سقوط نكرده بود. وقتي به شهر رسيديم هرج و مرج بود هيچ كس نمي توانست نيروها را ساماندهي كند. مي رفتيم ژاندارمري مي گفت امكانات نداريم، نيرو نمي پذيريم. مي رفتيم سپاه مي گفت خودمان هيچ چيزي نداريم، ارتش هم مي گفت تجهيزات نداريم. گشتيم و نيروهاي فدائيان اسلام را پيدا كرديم. آن موقع شهيد سيد مجتبي هاشمي سرپرست آن ها بود. تا به آن ها ملحق شديم خبر آوردند عراقي ها به ايستگاه 7 شمال آبادان حمله كرده اند. سريع خودمان را به آنجا رسانديم و به مقابله پرداختيم. آنقدر ايستادگي كرديم تا عراقي ها به حالت پدافندي وادار شدند.
فرمانده پادگان دوكوهه در سالهاي دفاع مقدس، با 80 ماه حضور در جبهه و جنگ، چندين بار شيميايي شده اما هيچ گاه دست از مبارزه برنداشته است. صادقي اضافه كرد: اسفند سال 62 بود. در حال مهمات رساني به رزمنده هاي عمليات خيبر بودم. هواپيماهاي عراقي با فاصله كمي از سطح زمين، طلاييه را بمباران شيميايي مي كردند. نمي خواستند جزاير مجنون را از دست دهند براي همين از بمب شيميايي استفاده مي كردند تا امكانات و تجهيزات ما را فلج كنند. قبلاً نحوه استفاده از ماسك را آموزش ديده بوديم اما تعداد ماسك ها كم بود و مجبور بوديم چفيه را خيس كنيم و جلوي بيني و دهان خود بگيريم. اما اين فيلتر به طور كامل محافظت نمي كرد و همان جا براي اولين بار شيميايي شدم.
وي ادامه داد: بار دوم اسفند سال 63 عمليات بدر بود. عراقي ها سوله بچه هاي تخريب را بمباران شيميايي كردند و حدود 20 نفر همان جا به شهادت رسيدند. همانجا دوباره شيميايي شدم و در عمليات كربلاي 5 هم همين اتفاق افتاد.
وي به آخرين عملياتي كه در آن شيميايي شده اشاره كرد و گفت: قرار بود چند نفر از خبرنگاران و عكاسان را به حلبچه ببرم و مكان هايي را كه شيميايي شده بود به آن ها نشان دهم تا آن ها با اطلاع رساني، خبر اين جنايت صدام را به گوش جهان برسانند. همه چيز در حلبچه كاملاً آلوده به مواد شيميايي شده بود. اين موضوع ديگر براي من عادي شده بود و به خطرات آن اهميتي نمي دادم. آنجا صحنه هاي وحشتناكي را ديدم كه قابل وصف نيست. بدن بسياري از زنان و مردان در اثر بمباران مواد شيميايي، عريان شده بود. مي رفتم از خانه ها پتو مي آوردم و روي بدن آنها مي كشيدم. اگر الان فيلم هاي حلبچه را نگاه كنيد مي بينيد كه روي اكثر جنازه ها پتو كشيده شده است.
عمليات هاي ثامن الائمه، چزابه، فتح المبين، خيبر، بدر، والفجر8، كربلاي5، شكست حصر آبادان و… بارها شاهد رشادت هاي اين جانباز بي ادعا بوده اند. جانبازي كه با وجود مشكلات جسمي، هيچ شكوه و توقعي ندارد. جانشين فرمانده گردان حبيب و عمار در سال هاي دفاع مقدس با اشاره به خاطره ي تكان دهنده به صحبت هايش پايان داد: با چند نفر از بچه هاي رزمنده در كوه ذوالفقاريه آبادان بوديم. امكانات نبود و مجبور بوديم همه با هم در قابلمه غذا بخوريم. مشغول خوردن ناهار بوديم كه هواپيماهاي عراقي آمدند و بمباران را شروع كردند. يكي از بمب ها به قابلمه اصابت كرد و سه تا از بچه ها شهيد شدند. يكي از آن ها حسين علي صادقي بود. سر اين شهيد و رزمنده اي ديگر دو نيم شد و نيمه سر او با نيمه سر آن رزمنده داخل هم رفته بود و جنازه ها قابل شناسايي نبودند. وقتي پسر عموي حسين علي براي شناسايي آمد، كمك خواست و من از طريق دست هاي پينه بسته حسين علي كه به دليل كارگري اين حالت را پيدا كرده بود، او را شناسايي كردم.
محسن رضایی در حاشیه مراسم یازدهمین یادواره گردان انصار محمد رسولالله اظهار داشت: فرهنگ یک موضوع از جنس خلاقیت است و لذا اگر ما بخواهیم فرهنگ ملی و فرهنگ اسلامی و دینی خودمان را گسترش بدهیم باید این مرتب بازتولید کنیم.
وی افزود: یکی از راههای بازتولید فرهنگ خود همین پیشکسوتان حوادث بزرگ و افتخارات ملی است تا این افراد بیایند و در حقیقت ترسیم کنند آن شرایطی که خودشان حضور داشتند و با حس خودشان و با بیان ادبیات خود آن افتخارات بزرگ را باز تولید و بیان کنند تا بتوان به نسلهای بعدی آن را منتقل کرد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه گفت: این همایشها خاصیتش همین است که آن کسانی که در آن سختیها بودند و آن فشارها را درک کردند و در آن آتشها قرار داشتند در آن تنهاییها و در غربت ملت ایران بودند؛ وقتی این موارد را برای نسلهای بعدی آن صحنهها را به تصویر میکشند و بیان میکنند که یکی از راههای انتقال فرهنگ گذشته و آینده است.
وی ادامه داد: این مسئله به نوعی پیوستگی و همپیوندی به وجود میآورد بین نسلهای گذشته و آینده تا آنها را هوشیار کند و بیدار و آگاه میشوند که چه سختیهایی را ما کشیدیم تا به اینجا برسیم تا قدر لحظات زندگی خود را بهتر درک بدانند.
رضایی در پاسخ به این پرسش که در زمان بیان خاطرات خودتان بیشتر به یاد کدامیک از دوستان شهیدتان میافتید، اظهار داشت: ببینید چون این گردان (انصار) از لشکر محمد رسول الله (ع) است خاطرات شهید حاج همت و احمد متوسلیان و شهید دستواره و شهید کریمی بیشتر به ذهنم میآید.
وی در بیان خاطرهای از این شهیدان افزود: وقتی حاج احمد متوسلیان و شهید همت را از غرب آوردیم در دو کوهه؛ به هر کدام که میگفتم شما بشوید فرمانده آن به دیگری اشاره میکرد، به حاج احمد میگفتم شما فرمانده شوید میگفت نه همت از من بهتر است و وقتی به همت میگفتم او نیز میگفت حاج همت از من بهتر است.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: به هر حال هر چه به این دو نفر میگفتیم تا فرماندهی را قبول کنند میگفتند دوستان دیگر هستند، بالاخره من ناچار شدم بگویم ۲۴ تا ۴۸ ساعت به شما وقت میدهم یکی از شما دو نفر باید فرمانده شود و یکی جانشین و یکی هم رئیس ستاد و همینطور هم شد و بعد از ۴۸ ساعت که من رفتم دیگر حاج احمد شد فرمانده لشکر و حاج همت هم شد جانشین وی.
رضایی تصریح کرد: واقعیتش هم همین است که دوستان ما از پست فرار میکردند جز اینکه بفهمند مسئولیت باید به گردن بگیرند چون تکلیف الهی است و آن وقت قبول میکردند.
All rights reserved by مردان کوهستان ; Designed and supported by IRLEADER.ir